عزيز الله بيات
199
تاريخ تطبيقى ايران با كشورهاى جهان ( فارسى )
خلافت مستعصم ( 640 - 656 ه . ق . ) ( 1242 - 1258 م . ) پس از درگذشت مستنصر مردم با پسرش عبد اللّه بيعت كردند و او با لقب المستعصم باللّه به خلافت نشست . وزارت او را ابن الحلقيمى كه پيرو مذهب شيعه بود ، به عهده داشت و غير از اين شخصيت ، ساير درباريان ، افرادى فاسد و ناصالح و مغرض بودند . خليفه كاملا بازيچهء دست آنها بود . در اين دوران همچنان آتش اختلاف بين پيروان مذهب تشيع و تسنن در بغداد شعلهور بود . به همين سبب ساكنان شهر هميشه در حال اضطراب بودند . از لحاظ مالى هم خليفه به اندازهاى در تنگنا قرار گرفته بود كه حقوق ماهيانهء سپاهيان را به بازاريان حواله مىداد و همين امر مزيد بر هرجومرج شد . خليفه مردى فقيه و محدث ليكن بىعزم و اراده بود ، در تصميمات خود مردد بود و از امور مملكت غفلت داشت . اكثر اوقات خود را در لهو و لعب سپرى مىكرد و در تمام طول خلافت خود تا زمانى كه هولاكوخان مغول به نزديك بغداد رسيد ، ابدا در صدد چارهجويى برنيامد . در دوران خلافت او مغولان چندين بار به طرف عراق آمدند ، ولى تا سال 656 هجرى بر بغداد دست نيافتند ، هولاكو در نهم صفر سال 656 هجرى به بغداد وارد شد و آن شهر تاريخى را در مدت كوتاهى تبديل به ويرانه كرد . فتح بغداد به دست هولاكو خان معمولا در تاريخ اسلام يكى از مهمترين حوادث مهم تاريخى به شمار مىآيد . بدون ترديد در نتيجهء بروز اين رويداد در شكل خارجى حكومت تغييراتى داده شد . علاوه بر اين در تمدن اسلامى نيز بتدريج تحولات و دگرگونيهايى به وقوع پيوست و اين تمدن در مسير تازهاى افتاد . عدهاى از نويسندگان و مورخان دربارهء نتايج مستقيم انقراض خلافت مبالغه كردهاند ، اما اگر دقيقا وقايع دوران خلافت را مورد مطالعه و تجزيه و تحليل قرار دهيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه خلافت مدتها قبل از انقراض آن به دست هولاكو خان نفوذ و اعتبار خود را از دست داده بود و در حقيقت ضربت نهايى را بر پيكرى كه از درون كاملا پوسيده بود ، هولاكو خان مغول زد . ملك شمس الدين كرت ( 643 - 676 ه . ق . ) از امراى آل كرت و ابو بكر ابن سعد ( 623 - 658 ه . ق . ) از اتابكان فارس و ركن الدين مبارك خواجه ابن براق ( 632 - 650 ه . ق . ) از قراختائيان كرمان و نصرت الدين كلچه پسر هزار اسب ( 642 - 649 ه . ق . ) از اتابكان لر